تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧٣
نعمتهاى پروردگار شكرگزار باشند امّا شكر را تبديل به كفران كردند (در حقيقت كلمه شكر در تقدير است و عبارت چنين بوده: الّذينَ بَدّلوا شُكرَ نِعمَتَ اللَّهِ كُفراً).
ب) منظور اين است كه آنها خود نعمت را تبديل به كفر كردند. در حقيقت نعمتهاى الهى وسايلى است كه طرز برداشت از آنها بستگى به اراده خود انسان دارد، همانگونه كه ممكن است از نعمتها در مسير ايمان و خوشبختى و نيكى بهرهبردارى كرد، در مسير كفر و ظلم و بدى هم مىتوان آنها را به كار گرفت.
نعمتها همچون موادّ اوّليه هستند كه به كمك آنها همه گونه محصول و فرآورده مىتوان تهيّه كرد ولى در اصل براى خير و سعادت آفريده شدهاند.
٢. كفران نعمت تنها به اين نيست كه انسان ناسپاسى خدا گويد، بلكه هر گونه بهرهگيرى انحرافى و سوءِاستفاده از نعمت، كفران نعمت است.
اصولًا حقيقت كفران نعمت همين است و ناسپاسگويى در درجه دوم قرار دارد، همانگونه كه شكر نعمت- چنانكه سابقاً هم گفتيم- بهمعنى صرف نعمت در آن هدفى است كه براى آن آفريده شده و سپاسگويى با زبان، در درجه بعد است. اگر هزار بار با زبان «الحمدللَّه» بگويى ولى عملًا از نعمت سوءِاستفاده كنى، كفران نعمت كردهاى.
در عصرى كه ما زندگى مىكنيم بارزترين نمونه تبديل نعمت به كفران به چشم مىخورد. نيروهاى مختلف جهان طبيعت در پرتو هوش و ابتكار خدادادى بشر، به دست انسان مهار شده و در مسير منافع او به كار افتاده است.
اكتشافات علمى و اختراعات صنعتى چهره جهان را دگرگون ساخته و