تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٦
تفسير:
برنامه و سرنوشت جبّاران عنيد
همانگونه كه راه و رسم افراد بىمنطق است كه چون از ناتوانى گفتار و عقيده خود آگاهى يابند، استدلال را راها مىكنند و به زور و قدرت و قلدرى متوسّل مىشوند، در اينجا نيز مىخوانيم: هنگامى كه پيامبران منطق متين و رساى خود را- كه در آيات پيشين گذشت- بيان كردند، «كافران به پيامبران خود گفتند: ما قطعاً شما را از سرزمين خود بيرون خواهيم كرد، مگر اينكه به آيين ما (بتپرستى) بازگرديد» (وَ قَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِرُسُلِهِمْ لَنُخْرِجَنَّكُمْ مِنْ أَرْضِنَا أَوْ لَتَعُودُنَّ فِى مِلَّتِنَا).
اين مغروران بىخبر گويى همه سرزمينها را از آنِ خود مىدانستند و براى پيامبرانشان حتّى به اندازه يك شهروند حق قائل نبودند و مىگفتند: «أرضِنا» (سرزمين ما)، در حالى كه خداوند زمين و تمام مواهب آن را براى صالحان آفريده است و اين جبّاران خودخواه مستكبر در واقع حقّى از آن ندارند تا چه رسد به اينكه همه را از خود بدانند.
ممكن است جمله «لَتَعودُنَّ فى مِلَّتِنا» (مگر اينكه به آيين ما بازگرديد)، اين توهّم را ايجاد كند كه پيامبران، قبل از رسالت پيرو آيين بتپرستى بودند، در حالى كه چنين نيست، زيرا قطع نظر از مسأله معصوم بودن كه قبل از نبوّت را نيز شامل مىشود، عقل و درايت آنها بيش از آن بوده كه دست به چنين كار نابخردانهاى بزنند و در برابر سنگ و چوب سجده كنند.
اين تعبير ممكن است بهخاطر آن باشد كه پيامبران قبل از رسالت مأموريّت تبليغ نداشتند. شايد سكوت آنها اين توهّم را ايجاد كرده باشد كه آنها نيز با مشركان هم عقيدهاند.
از اين گذشته، گرچه ظاهراً خطاب به خود پيامبران است، در واقع پيروان آنها