تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢٤
٣. نخستين و آخرين سخن، توحيد است
نكته ديگرى كه آيات مورد بحث به ما آموخت، تأكيدى بر توحيد بهعنوان آخرين سخن و تذكّر به اولواالالباب بهعنوان آخرين يادآورى است.
آرى، توحيد ريشهدارترين و عميقترين اصل اسلامى است و تمام خطوط تعليم و تربيت اسلامى به آن منتهى مىشود. يعنى از هر جا آغاز كنيم بايد از توحيد شروع كنيم و هر جا برسيم بايد به توحيد ختم كنيم، كه تار و پود اسلام را توحيد تشكيل مىدهد.
نهتنها توحيد در «معبود» و «اله» كه توحيد در هدف، توحيد در صفوف مبارزه، و توحيد در برنامهها، همگى پايههاى اصلى را مشخّص مىكند. و اتّفاقاً گرفتارى بزرگ ما مسلمانان امروز نيز در همين است كه توحيد را عملًا از اسلام حذف كردهايم.
كشورهاى عربى كه زادگاه اسلام است، متأسّفانه غالباً بهدنبال شعارهاى شركآلود نژادپرستى و مجد عربى و حيات عروبت و عظمت عرب افتادهاند و كشورهاى ديگر، هر كدام براى خود بتى از اين قبيل ساخته و رشته توحيد اسلامى را كه زمانى شرق و غرب جهان را به هم پيوند مىداد بهكلّى از هم گسستهاند و آنچنان در خود فرو رفته و از خود بيگانه شدهاند كه جنگ و ستيزشان با دشمنان قسمخورده است.
چقدر ننگآور است كه بشنويم در كشورهاى عربى آمار كشتهشدگان جنگهاى داخلى بهمراتب بيش از آمار قربانيان آنها در مبارزه با صهيونيسم و رژيم اسرائيل بوده است.
تازه چنين دشمن مشترك و خطرناكى را دارند و اين همه پراكندهاند، واى اگر