تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١٧
مفهوم جمله «سَرابيلُهُم مِن قَطِران» اين است كه به جاى لباس، بدنهايشان را از نوعى مادّه سياهرنگ بدبوى قابل اشتعال مىپوشانند؛ پوششى كه زشت، بدمنظر، بدبو و قابل اشتعال است و با داشتن اين عيوب چهارگانه، بدترين لباس محسوب مىشود، زيرا لباس را براى آن مىپوشند كه زينت باشد و انسان را از گرما و سرما حفظ كند، حال آنكه چنين لباسى به خلاف همه لباسها، زشت و سوزاننده و آتشزننده است.
اين نكته نيز قابل توجّه است كه مجرمان با تلبّس به لباس گناه، در اين جهان، هم خويشتن را در پيشگاه خدا روسياه مىكنند و تعفّن گناهشان جامعه را آلوده مىسازد و هم اعمالشان باعث شعلهور شدن آتش فساد است در خودشان و در جامعهاى كه در آن زندگى مىكنند. و قطران كه در جهان ديگر لباس آنها را تشكيل مىدهد، گويى تجسّمى است از اعمالشان در اين جهان.
و اگر مىبينيم در آيه مورد بحث مىگويد شعلههاى آتش صورتشان را مىپوشاند، به اين دليل است كه وقتى لباس قطران شعلهور شد، نهتنها اندام بلكه صورتشان هم كه به قطران آلوده نيست، در ميان شعلههاى آن مىسوزد.
* اينها براى آن است «تا خداوند هر كس را، هر آنچه انجام داده، جزا دهد» (لِيَجْزِىَ اللَّهُ كُلَّ نَفْسٍ مَا كَسَبَتْ).
جالب اينكه نمىگويد «جزاى» اعمالشان را به آنها مىدهد، بلكه مىگويد آنچه را انجام داده بهعنوان جزا به آنها خواهد داد. به تعبيرى ديگر، جزاى آنها اعمال مجسّم خودشان است.