تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٩
در حقيقت «منذر» همچون علّت مُحدثه و ايجادكننده است، و «هادى» بهمنزله علّت مُبقيه و نگهدارنده و پيش برنده. و اين همان چيزى است كه ما از آن تعبير به «رسول» و «امام» مىكنيم؛ رسول تأسيس شريعت مىكند و امام حافظ و نگهبان شريعت است (شك نيست كه هدايتكننده بر شخص پيامبر در موارد ديگر اطلاق شده امّا به قرينه ذكر «منذر» در آيه فوق مىفهميم كه منظور از هدايتكننده كسى است كه راه پيامبر را ادامه مىدهد و حافظ شريعت اوست).
روايات متعدّدى كه از پيامبر صلى الله عليه و آله در كتابهاى شيعه و اهل تسنن نقل شده كه فرمود: «من منذرم و على هادى است»، اين تفسير را كاملًا تأييد مىكند. بهعنوان نمونه به چند روايت از آنها اشاره مىكنيم:
١. فخر رازى در ذيل همين آيه در تفسير اين جمله از ابن عبّاس چنين نقل مىكند:
وَضَعَ رَسولُ اللَّهِ يَدَهُ عَلى صَدرِهِ فَقالَ أنَا المُنذِرُ، ثُمّ أومَأ إلى منكبِ عَلىّ وَ قالَ أنتَ الهادى بِكَ يَهتَدى المُهتَدونَ مِن بَعدي: «پيامبر دستش را بر سينه خود گذاشت و فرمود: منم منذر. سپس به شانه على اشاره كرد و فرمود: تويى هادى و به وسيله تو بعد از من هدايتيافتگان هدايت مىشوند». «١»
اين روايت را دانشمندان معروف اهل تسنن، علّامه ابن كثير در تفسير خود و همچنين، علّامه ابن صبّاغ مالكى در فصول المهمّة و گنجى شافعى در كفاية الطالب و طبرى در تفسير خود و ابو حيّان اندلسى در تفسير بحرالمحيط و نيز علّامه نيشابورى در تفسير خود و گروه ديگرى نقل كردهاند.
٢. حموينى كه از علماى معروف اهل تسنن است در كتاب فرائد السّمطين از