تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٩
دارند، قرآن مجيد مثال زيبايى دارد. آنها را به مسافرى تشبيه مىكند كه در يك بيابان تاريك، گرفتار رعد و برق و طوفان و باران شده است. آنچنان سرگردان است كه راه به جايى ندارد. تنها هنگامى كه برق آسمان ظاهر مىشود، فضاى بيابان چند لحظه روشن مىگردد و او تصميم مىگيرد به سوئى حركت كند بلكه راه را بيابد، امّا بهسرعت برق خاموش مىشود و او همچنان سرگردان باقى مىماند. «١»
آيا براى ترسيم حال يك منافق سرگردان كه با استفاده از روح نفاق و عمل منافقانه خود مىخواهد به زندگيش ادامه دهد، تعبيرى از اين جالبتر مىشود.
يا هنگامى كه به افراد مىگوييم در راه خدا انفاق كنيد، خداوند انفاق شما را چندين برابر پاداش مىدهد، ممكن است افراد عادى نتوانند كاملًا مفهوم اين سخن را درك كنند امّا هنگامى كه گفته شود انفاق همانند بذرى است كه در زمين افشانده مىشود كه از آن هفت خوشه مىرويد و در هر خوشهاى ممكن است يكصد دانه بوده باشد، مسأله كاملًا قابل درك مىگردد. مَثَلُ الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِى سَبِيلِ اللَّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِى كُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ. «٢»
غالباً مىگوييم اعمال ريايى بيهوده است و نتيجهاى از آن عايد انسان نمىشود، ممكن است اين سخن براى عدّهاى سنگين بيايد كه چگونه يك عمل سودمند مانند بناى يك بيمارستان و مدرسه، اگرچه به قصد تظاهر و رياكارى باشد، در پيشگاه خدا بىارزش است؟ ولى قرآن با ذكر يك مثال، كاملًا آن را دلچسب و مفهوم مىسازد و مىگويد: فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ صَفْوَانٍ عَلَيْهِ تُرَابٌ فَأَصَابَهُ وَابِلٌ فَتَرَكَهُ صَلْدًا: «عمل چنين اشخاصى همانند سنگى است كه مقدارى خاك