تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٢
مَنْ يَشَاءُ).
اشاره به اينكه هدايت و ضلالت كار پيامبران نيست، وظيفه آنها ابلاغ و تبيين است. اين خداست كه راهنمايى و هدايت واقعى بندگانش را در دست دارد.
ولى براى اينكه تصوّر نشود معنى اين سخن جبر و الزام و سلب آزادى بشر است بلافاصله اضافه مىكند: «او توانا و حكيم است» (وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ).
به مقتضاى عزّت و قدرتش بر هر چيز تواناست و هيچكس را تاب مقاومت در برابر اراده او نيست، امّا به مقتضاى حكمتش بىجهت و بىدليل كسى را هدايت يا گمراه نمىسازد، بلكه گامهاى نخستين- با نهايت آزادى اراده در راه سير الى اللَّه- از ناحيه بندگان برداشته مىشود، سپس نور هدايت و فيض حق بر قلب آنها مىتابد. همانگونه كه در سوره عنكبوت آيه ٦٩ مىخوانيم: وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا: «آنها كه در راه ما مجاهده كردند، بهطور قطع آنها را به راههاى خويش هدايت خواهيم كرد».
همچنين آنها كه با لجاجت و تعصّب و دشمنى با حق و غوطهور شدن در شهوات و آلوده شدن به ظلم، شايستگى هدايت را از خود سلب كردهاند، از فيض هدايت محروم و در وادى ضلالت، گمراه مىشوند. همانگونه كه مىفرمايد: كَذلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ مُرْتَابٌ: «اينچنين، خداوند هر اسرافكار آلوده به شك را گمراه مىكند». «١»
و نيز مىفرمايد: وَ مَا يُضِلُّ بِهِ إِلَّا الْفَاسِقِينَ: «خداوند با آن گمراه نمىكند، مگر فاسقان را». «٢»