تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢٢
بعثت پيامبران، پايان دادن به فساد در أرض (به معنى وسيعش) بوده است، آنچنان كه از قول شعيب، پيامبر بزرگ الهى مىخوانيم كه در برابر فساد آن قوم سركش مىگويد: إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَااسْتَطَعْتُ: «تنها هدف من اين است كه تا آنجا كه در قدرت دارم به مبارزه با فساد برخيزم و اصلاح كنم». «١»
٢. روزى به دست خداست امّا ...
نهتنها از آيات مورد بحث، بلكه از آيات ديگر قرآن نيز اين معنى بهخوبى استفاده مىشود كه كم و زياد روزى به دست خداست. او روزى هر كس را بخواهد، وسيع و روزى هر كس را بخواهد، محدود مىسازد. امّا اين سخن به آن معنى نيست كه بعضى از جاهلان پنداشتهاند كه بايد دست از فعّاليّت كشيد و در گوشهاى نشست تا خدا آنچه مقدّر كرده برساند. چنين افراد كه تفكّر منفىشان دستاويز خوبى است براى آنها كه مذهب را «مخدّر» مىدانند، از دو نكته اساسى غافلند. نخست اينكه خواستن و مشيت و اراده الهى كه در اين آيات به آن اشاره شده است، يك مسأله دلخواه و بىحساب نيست بلكه همانگونه كه سابقاً هم گفتهايم، مشيّت خداوند از حكمت او جدا نيست و هميشه روى حساب لياقتها وشايستگىهاست.
ديگر اينكه اين مسأله به معنى نفى عالم اسباب نيست، زيرا عالم اسباب، يعنى جهان تكوين نيز خواست خدا و مشيّت تكوينى اوست و هيچگاه از مشيّت تشريعى او جدا نخواهد بود.
به عبارت روشنتر، اراده خدا در زمينه وسعت و تنگى روزى، مشروط به شرايطى است كه بر زندگى انسانها حكمفرماست و كوششها و اخلاصها و