تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨١
است، امّا حق همهجا متّكى به خويشتن است و آبرو و اثر خويش.
٢. زَبَد چيست؟
«زَبَد» بهمعنى كفهاى روى آب يا هرگونه كف است و مىدانيم كه آب زلال كمتر كف بر روى آن آشكار مىگردد، زيرا كفها به خاطر آلوده شدن آب به اجسام خارجى است.
از اينجا روشن مىشود كه اگر حق به صفا و پاكى اصلى باقى بماند، هرگز كفهاى باطل اطراف آن آشكار نمىگردد، امّا هنگامى كه حق بر اثر برخورد با محيطهاى آلوده، رنگ محيط رابه خود گرفت و حقيقت را خرافه و درستى با نادرستى و پاكى با ناپاكى آميخته شد، كفهاى باطل در كنار آن آشكار مىشوند.
اين همان چيزى است كه على عليه السلام در نهج البلاغة به آن اشاره كرده، آنجا كه مىفرمايد: فَلَو أنَّ الباطِلَ خَلَصَ مِن مِزاجِ الحَقّ لَم يَخفَ عَلَى المُرتادينَ وَ لَو أنَّ الحَقَّ خَلَصَ مِن لَبسِ الباطِلِ انقَطَعَت عَنهُ ألسُنُ المُعانِدينَ: اگر باطل از آميزش با حق خالص شود، بر حقجويان مخفى نخواهد ماند، و اگر حق از آميزش باطل رهايى يابد، زبان بدگويان از آن قطع خواهد شد». «١»
بعضى از مفسّران گفتهاند كه آيه مورد بحث در حقيقت داراى سه تشبيه است:
«نزول آيات قرآن» از آسمان وحى، تشبيه به نزول قطرات حياتبخش باران شده است.
«دلهاى انسانها» تشبيه به زمينها و درّهها كه هر كدام به اندازه وسعت وجودشان بهره مىگيرند.
«وسوسههاى شيطانى» به كفهاى آلوده روى آب تشبيه شده است كه اين