تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣١
ب) گذشته تاريك
گاه گذشته تاريك زندگى فكر انسان را به خود مشغول مىدارد و همواره او را نگران مىسازد. نگرانى از گناهانى كه انجام داده، از كوتاهىها و لغزشها. امّا توجّه به اينكه خداوند غفّار، توبهپذير، رحيم و غفور است، به او آرامش مىدهد و مىگويد: عذر تقصير به پيشگاهش ببر، از گذشته عذرخواهى كن و در مقام جبران برآى كه او بخشنده است و جبران كردن ممكن.
ج) ضعف در برابر عوامل طبيعى
ضعف و ناتوانى انسان در برابر عوامل طبيعى و گاه در مقابل انبوه دشمنان داخلى و خارجى او را نگران مىسازد كه من در برابر اينهمه دشمن نيرومند، در ميدان جهاد چه كنم؟ يا در مبارزات ديگر چه مىتوانم انجام دهم؟ امّا هنگامى كه به ياد خدا مىافتد و متّكى به قدرت و رحمت او مىشود، قدرتى كه برترين قدرتهاست و هيچ چيز در برابر آن ياراى مقاومت ندارد، قلبش آرام مىگيرد، با خود مىگويد آرى، من تنها نيستم، من در سايه خدا، بىنهايت قدرت دارم.
قهرمانىهاى مجاهدان راه خدا در جنگها- چه در گذشته چه در حال- و سلحشورىهاى اعجابانگيز و خيرهكننده آنان حتّى در آنجا كه تنها بودهاند، بيانگر آرامشى است كه در سايه ايمان پيدا مىشود.
هنگامى كه با چشم خود مىبينيم و با گوش مىشنويم كه افسران رشيدى پس از يك نبرد خيرهكننده، بينايى يا ديگر اعضاى خود را بهكلّى از دست داده و با تن مجروح روى تخت بيمارستان افتادهاند امّا چنان آرامش خاطر و اطمينان دارند و آمادهاند كمى بهبود يابند و بار ديگر سلاح به دست گيرند و به ميدان بروند كه گويى خراشى هم بر بدنشان وارد نشده، به اعجاز آرامش در سايه ذكر خدا پىمىبريم.