تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢١
مىشود. البتّه با توجّه به مفهوم وسيع فساد كه هرگونه خروج از حدّ اعتدال را شامل مىشود، اين وسعت كاملًا قابل درك است.
و با توجّه به اينكه مجازاتها بايد با ميزان جرم مطابقت داشته باشد، روشن مىشود كه هر گروهى از مفسدان بايد يكنوع مجازات شوند و كيفرشان يكنواخت نيست.
حتّى در آيه ٣٣ سوره مائده كه «مفسد فىالأرض» همراه با «محارب با خدا و پيامبر» ذكر شده، چهار نوع مجازات مىبينيم كه حاكم شرع بايد در هر مورد، مجازاتى را كه با مقدار جنايت متناسب است برگزيند (كشتن، به دار آويختن، قطع انگشتان دست و پا به طور مخالف و تبعيد).
فقها در بحث محارب و مفسد فىالأرض، شرايط و حدود اين مجازاتها را در كتابهاى فقهى مشروحاً بيان كردهاند. «١»
و نيز براى ريشهكن كردن اينگونه مفاسد، در هر مورد بايد به وسيلهاى متشبّث شد. گاهى نخستين مرحله امر به معروف و نهى از منكر، يعنى نصيحت و تذكّر كافى است، ولى زمانى هم بايد به آخرين درجه شدّت عمل، يعنى جنگ متوسّل شد.
ضمناً تعبير به «فساد فىالأرض» ما را به يك واقعيّت در زندگى اجتماعى انسانها رهنمون مىسازد و آن اينكه مفاسد اجتماعى معمولًا موضعى نخواهند بود و در يك منطقه نمىتوان آنها را محصور ساخت، بلكه در سطح اجتماع و در روى زمين گسترش مىيابند و از يك گروه به گروه ديگر سرايت خواهد كرد.
اين نكته نيز از آيات قرآن بهخوبى استفاده مىشود كه يكى از اهداف بزرگ