تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١٥
اين احتمال در دل كسى پيدا نمىشود كه ممكن است چيزى از خدا مخفى مانده باشد. به عبارت ديگر، تعبير بروز و ظهور با مقايسه به تفكّر ماست نه با مقايسه به علم خدا.
* در آيه بعد حال مجرمان را به صورت ديگرى توصيف مىكند، مىفرمايد: «و در آن روز مجرمان را با هم در غل و زنجير مىبينى»، غلهاوزنجيرهايى كه دستهايشان را به گردنشان و سپس آنها را به يكديگر پيوند مىدهد (وَ تَرَى الْمُجْرِمِينَ يَوْمَئِذٍ مُقَرَّنِينَ فِىالْأَصْفَادِ).
«اصفاد» جمع «صفد» (بر وزن نمد) و «صفاد» (بر وزن معاد)، در اصل بهمعنى غل است. برخى گفتهاند: به غل و زنجيرى اطلاق مىشود كه دست و گردن را به هم مىبندد.
«مُقرّنين» از مادّه «قرن» و «اقتران» و به همان معنى است، منتهى هنگامى كه به باب تفعيل برده شود، از آن تكثير استفاده مىشود. بنابراين روىهمرفته كلمه «مقرّنين» بهمعنى كسانى است كه بسيار به يكديگر نزديك شدهاند.
در اينكه منظور از اين كلمه در آيه فوق كيست، مفسّران سه تفسير ذكر كردهاند:
نخست اينكه مجرمان را در آن روز با غل و زنجير، يك سلسله طولانى، به هم مىبندند و به اين صورت در عرصه محشر ظاهر مىشوند. اين غلوزنجيرها تجسّمى است از پيوند عملى و فكرىِ گناهكاران در اين جهان كه دستبهدست هم مىدادند و به كمك يكديگر مىشتافتند و در راه ظلم و فساد با يكديگر رابطه و پيوند و همكارى داشتند. اين پيوند و همكارى در آنجا به صورت زنجيرهايى