تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٩
و از اين نظر كه ايمان به خدا و گام نهادن در طريق او، هم باعث حركت است و هم موجب بيدارى و هم عامل اجتماع و وحدت و هم وسيله ترقّى و پيشرفت، اين تشبيه از هر نظر رسا و پرمحتوا و آموزنده است.
٢. كلمه «لِتُخرِجَ» در نخستين آيه در واقع به دو نكته اشاره مىكند: نخست اينكه قرآن مجيد گرچه كتاب هدايت و نجات بشر است، نياز به مجرى دارد.
بايد رهبرى همچون پيامبر باشد كه بهوسيله او گمگشتگان راه حقيقت را از ظلمات بدبختى به نور سعادت هدايت كند. بنابراين حتّى قرآن هم با آن عظمت، بدون وجود رهبر و راهنما و مجرى، حلّ همه مشكلات را نخواهد كرد.
ديگر اينكه تعبير به «خارج ساختن» در واقع دليل بر حركت دادن توأم با تحوّل است. گويى مردم بىايمان در يك محيط بسته و تاريك قرار دارند و پيامبر و رهبر دست آنها را مىگيرد و به جوّ وسيعتر و روشنتر وارد مىسازد.
٣. جالب توجّه اينكه سوره با مسأله هدايت مردم از ظلمات به نور آغاز شده و با مسأله ابلاغ و انذار مردم پايان مىگيرد. و اين نشان مىدهد كه هدف اصلى در هر حال خود مردم و سرنوشت آنها و هدايت آنهاست و در واقع ارسال پيامبران و انزال كتابهاى آسمانى نيز همه براى وصول به همين هدف است.