تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٦
چرا «كه ما خطاكار بوديم» (إِنَّا كُنَّا خَاطِئِينَ).*
پيرمرد بزرگوار كه روحى همچون اقيانوس، وسيع و پرظرفيّت داشت، بىآنكه آنها را ملامت و توبيخ كند به آنها وعده داد و «گفت: بهزودى براى شما از پروردگار آمرزش مىطلبم» (قَالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّى).
اميدوارم خداوند توبه شما را بپذيرد و از گناهانتان صرفنظر كند، «زيرا او آمرزنده و مهربان است» (إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ).
نكتهها:
١. چگونه يعقوب بوى پيراهن يوسف را حس كرد؟
اين پرسشى است كه بسيارى از مفسّران آن را مطرح كرده و معمولًا بهعنوان يك معجزه و خارق عادت براى يعقوب يا يوسف شمردهاند. ولى با توجّه به اينكه قرآن از اين نظر سكوت دارد و آن را به عنوان اعجاز يا غير اعجاز قلمداد نمىكند، مىتوان توجيه علمى نيز بر آن يافت، زيرا امروز مسأله تلهپاتى (انتقال فكر از نقاط دوردست)، يك مسأله مسلّم علمى است كه در ميان افرادى كه پيوند نزديك با يكديگر دارند يا از قدرت روحى فوقالعادهاى برخوردارند برقرار مىشود.
شايد بسيارى از ما در زندگى روزمرّه خود به اين موضوع برخورد كردهايم كه گاهى فلان مادر يا برادر بدون جهت، احساس ناراحتى فوقالعاده در خود مىكند، چيزى نمىگذرد كه به او خبر مىرسد براى فرزند يا برادرش در نقطه دوردستى حادثه ناگوارى اتّفاق افتاده است.
دانشمندان اين نوع احساس را از طريق «تلهپاتى» و انتقال فكر از نقاط دور