تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٥
بر وفق حكمت و از روى حساب و نظم آفريده شده است، همانگونه كه در قرآن مىخوانيم: هُوَ الَّذِى جَعَلَ الشَّمْسَ ضِيَاءً وَالْقَمَرَ نُورًا وَ قَدَّرَهُ مَنَازِلَ لِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنِينَ وَالْحِسَابَ مَا خَلَقَ اللَّهُ ذلِكَ إِلَّا بِالْحَقِّ: «او كسى است كه خورشيد را مايه روشنى و ماه را وسيله نورافشانى قرار داد. اين كار را جز از روى حساب و حكمت انجام نداد». «١»
گاه به شخصى كه چنين كارى را انجام داده است «حق» گفته مىشود، همانگونه كه بر خداوند اين كلمه اطلاق شده است. فَذلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمُ الْحَقُّ: «اين خداوند، پروردگار حقّ شماست». «٢»
گاه به اعتقادى كه مطابق واقع است «حق» گفته مىشود، مانند فَهَدَى اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا لِمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ مِنَالْحَقِّ: «خداوند كسانى را كه ايمان آوردهاند به آنچه در آن از اعتقادات اختلاف كردند، هدايت فرموده است». «٣»
و گاه به گفتار و عملى گفته مىشود كه به اندازه لازم و در وقت لزومش انجام گرفته است، مانند حَقَّ الْقَوْلُ مِنِّى لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ: «قول حقّى از من صادر شده كه جهنّم را (از گنهكاران) پر مىكنم». «٤»
و به هر حال نقطه مقابل آن، «باطل» و «ضلال» و «لعب» و بيهوده و مانند اينهاست.
و امّا در آيه مورد بحث بىشك اشاره به همان معنى اوّل است. يعنى ساختمان عالم آفرينش و آسمانها و زمين، همگى نشان مىدهد كه در آفرينش