تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٠
اين وسوسهها بهتنهايى كارى ساخته نيست، تصميمگيرنده نهايى خود انسان است بلكه اوست كه درهاى قلب خود را به روى شيطان مىگشايد و اجازه ورود به او مىدهد. بنابراين از آيه مزبور مطلبى كه برخلاف اصل آزادى اراده باشد استفاده نمىشود.
منتهى يوسف عليه السلام با آن بزرگوارى و بلندى فكر و سعه صدر نمىخواست برادران را كه خود بهقدر كافى شرمنده بودند در اين ماجرا شرمندهتر كند، ازاينرو اشارهاى به تصميمگيرنده نهايى نكرد و تنها پاى وسوسههاى شيطان را كه عامل درجه دوم بود به ميان كشيد.
٣. امنيّت، نعمت بزرگ خدا
يوسف عليه السلام از ميان تمام مواهب و نعمتهاى مصر روى مسأله امنيّت انگشت نهاد و به پدر و مادر و برادرانش گفت: همگى وارد مصر شويد كه انشاءاللَّه در امن و امان خواهيد بود. اين نشان مىدهد كه نعمت امنيّت ريشه همه نعمتهاست و حقّاً چنين است، زيرا هرگاه امنيّت از ميان برود ساير مسائل رفاهى و مواهب مادّى و معنوى نيز به خطر خواهد افتاد. در يك محيط ناامن نه اطاعت خدا مقدور است و نه زندگى توأم با سربلندى و آسودگى فكر و نه سعى و كوشش و جهاد براى پيشبرد اهداف اجتماعى.
اين جمله ممكن است ضمناً اشاره به اين نكته باشد كه يوسف عليه السلام مىخواهد بگويد سرزمين مصر در حكومت من آن سرزمين فراعنه ديروز نيست، آن خودكامگىها، جنايتها، استثمارها، خفقانها و شكنجهها همه از ميان رفته است، محيطى است كاملًا امن و امان.