تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٨
بگردد و نه در برابر دعوت حق، لجاجت و دشمنى بهخرج دهد.
* وقتى كه پيامبران همه وظايف خود را در برابر قوم خويش انجام داده و كسانى كه بايد ايمان بياورند ايمان آورده بودند و بقيّه در كفر اصرار داشتند و پيوسته رسولان را تهديد مىكردند، «آنان (از خدا) تقاضاى فتح و پيروزى (بر كافران) كردند» (وَاسْتَفْتَحُوا).
خداوند هم دعاى آن مجاهدان راستين را به هدف اجابت رسانيد «و (سرانجام) هر گردنكش منحرفى نوميد و نابود شد» (وَ خَابَ كُلُّ جَبَّارٍ عَنِيدٍ).
«خاب» از مادّه «خَيبَة» (بر وزن غيبت) بهمعنى از دست رفتن مطلوب است كه تقريباً مرادف «نوميدى» در زبان فارسى است.
«جبّار» در اينجا بهمعنى متكبّر و گردنكش است. در حديثى آمده است: زنى به حضور پيامبر صلى الله عليه و آله آمد، حضرت به او دستورى داد و او سرپيچى كرد و فرمان حضرت را اجرا ننمود. پيامبر فرمود: دَعوها فَإنَّها جَبّارَةٌ: «او را رها كنيد كه زن سركشى است». «١»
كلمه «جبّار» گاهى بر خداوند نيز اطلاق مىشود كه بهمعنى اصلاحكننده موجود نيازمند به اصلاح است يا كسى كه بر همه چيز تسلّط دارد. «٢»
كلمه «عنيد» در اصل از مادّه «عند» (بر وزن رند) بهمعنى سمت و ناحيه است و در اينجا بهمعنى انحراف و گرايش به غير راه حق آمده است.
در روايتى از پيامبر صلى الله عليه و آله مىخوانيم: كُلُّ جَبّارٍ عَنيدٍ مَن أبى أن يَقولَ لا إلهَ إلَّااللَّهُ: