تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨
خواست برادران است»، نيز اشاره به همين معنى است. «١»
ولى اين موضوع از مسائلى است كه مرز حلال و حرام آن بسيار به يكديگر نزديك است و گاه مىشود كه بر اثر سهلانگارى، انسان در دام همكارى بيهوده با ظالم مىافتد و مرتكب يكى از بزرگترين گناهان مىشود در حالى كه به پندار خود، مشغول عبادت و خدمت به خلق است.
و گاه افراد سوءِاستفادهچى، زندگى يوسف عليه السلام يا علىّ بن يقطين را بهانهاى براى اعمال نارواى خود قرار مىدهند، در حالى كه هيچ شباهتى ميان كار آنها و كار يوسف يا علىّ بن يقطين نيست. «٢»
در اينجا اين پرسش نيز مطرح مىشود كه چگونه سلطان جبّار مصر به چنين كارى تن داد در حالى كه مىدانست يوسف در مسير خودكامگى و ظلم و استثمار و استعمار او گام برنمىدارد، بلكه به عكس مزاحم مظالم اوست؟
پاسخ اين پرسش با توجّه به يك نكته روشن مىشود كه گاهى بحرانهاى اجتماعى و اقتصادى چنان است كه پايههاى حكومت خودكامگان را از اساس