تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧١
پيروز شد- بنا به گفته ابن عبّاس- به كنار خانه كعبه آمد و دستگيره در خانه را گرفت، در حالى كه مخالفان به كعبه پناه برده بودند و در منتظر بودند ببينند پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله درباره آنها چه دستورى صادر مىكند؟ فرمودند: الحَمدُلِلّهِ الَّذِى صَدَقَ وَعدَهُ وَ نَصَرَ عَبدَهُ وَ هَزَمَ الأحزابَ وَحدَهُ: «شكر خداى را كه وعدهاش تحقّق يافت و بندهاش را پيروز كرد و احزاب و گروههاى (دشمن) را منهزم ساخت».
سپس رو به مردم كرد و گفت: ماذا تَظُنّونَ يا مَعشَرَ قُرَيشٍ؟ قالوا: خَيراً، أخٌ كَريمٍ، وَابنُ أخٍ كَريمٍ وَ قَد قَدَرَت. قالَ: وَ أنَا أقولُ كَما قالَ أخى يوسُفُ لا تَثريبَ عَلَيكُمُ اليَومَ: «چه گمان مىبريد اى جمعيّت قريش كه درباره شما فرمان بدهم»؟ در پاسخ گفتند: ما از تو جز خير و نيكى انتظار نداريم، تو برادر بزرگوار و بخشنده و فرزند برادر بزرگوار ما هستى و اكنون قدرت در دست تو است. پيامبر فرمود: «و من درباره شما همان مىگويم كه برادرم يوسف درباره برادرانش به هنگام پيروزى گفت: لَاتَثْرِيْبَ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ: امروز روز ملامت و توبيخ نيست».
عُمر مىگويد: در اين موقع عرق شرم از صورت من جارى شد، زيرا من به هنگام ورود به مكّه به آنها گفتم: امروز روزى است كه از شما انتقام خواهيم گرفت. هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله اين جمله را فرمود من از گفتار خود شرمنده شدم. «١»
در روايات اسلامى نيز مىخوانيم: «زكات پيروزى، بخشش است».
على عليه السلام مىفرمايد: إذا قَدَرتَ عَلى عَدوّكَ فَاجعَلِ الْعَفوَ عَنهُ شُكراً لِلقُدرَةِ عَلَيهِ: «هنگامى كه بر دشمنت پيروز شدى، عفو را شكرانه پيروزيت قرار ده». «٢»