تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٢
«كه تنها كافران- كه از قدرت خدا بىخبرند- از رحمت خدا مأيوس مىشوند» (إِنَّهُ لَايَيْئَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الكَافِرُونَ).
«تَحَسُّس» از مادّه «حِسّ» بهمعنى جستوجوى چيزى از طريق حس است.
در اينكه با «تجسّس» چه تفاوتى دارد، در ميان مفسّران و ارباب لغت گفتوگوست. از ابن عبّاس نقل شده كه «تحسُّس» در امور خير است و «تجسّس» در امور شرّ.
بعضى ديگر گفتهاند: «تحسّس» كوشش براى شنيدن سرگذشت اشخاص و اقوام است و «تجسّس» كوشش براى جستوجوى عيبها.
و بعضى ديگر هر دو را به يك معنى دانستهاند. ولى با توجّه به حديثى كه مىگويد «لا تَجَسَّسوا وَ لا تَحَسَّسوا»، روشن مىشود كه اين دو با هم مختلفاند و نظر ابن عبّاس در تفاوت ميان اين دو متناسب معنى آيات مورد بحث به نظر مىرسد. و اگر مىبينيم در حديث از هر دو نهى شده ممكن است اشاره به اين باشد كه جستوجو در كار مردم نكنيد، نه در كار خيرشان و نه در كار شرّشان.
«رَوح» بهمعنى رحمت، راحت، فرج و گشايش كار است. راغب در مفردات مىگويد: «رَوح» (بر وزن لوح) و «روح» (بر وزن نوح) هر دو در اصل به يك معنى است و آن، جان و تنفّس است، سپس «رَوح» (بر وزن لَوح) بهمعنى رحمت و فَرَج آمده، چون هميشه به هنگام گشايش مشكلات، روح و جان تازهاى به انسان دست مىدهد و نفس آزاد مىكشد.
* به هر تقدير فرزندان يعقوب عليه السلام بارها را بستند و روانه مصر شدند و اين سومين مرتبه بود كه آنها به آن سرزمين پرحادثه وارد مىشدند، ولى اين بار بر خلاف سفرهاى گذشته نوعى احساس شرمندگى، روحشان را مىآزرد، زيرا