تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣٠
حتّى هنگامى كه عمويش در مقابل اين نصايح، او را تهديد به سنگسار شدن مىكرد، او با جمله «سلامٌ عليك، من براى تو استغفار مىكنم» كوشيد تا در دل سنگين او راهى بيابد. «١»
نبوّت ابراهيم
در اينكه ابراهيم در چه سنّى به مقام نبوّت نايل آمد، دليل روشنى در دست نداريم ولى همينقدر از سوره مريم استفاده مىشود كه او هنگامى كه با عمويش آزر به بحث پرداخت به مقام نبوّت رسيده بود، زيرا در آيات ٤١ و ٤٢ اين سوره مىخوانيم: وَاذْكُرْ فِىالْكِتَابِ إِبْرهِيمَ إِنَّهُ كَانَ صِدِّيقًا نَبِيًّا* إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ يَا أَبَتِ لِمَ تَعْبُدُ مَا لَايَسْمَعُ وَ لَايُبْصِرُ وَ لَايُغْنِى عَنْكَ شَيْئًا.
و مىدانيم كه اين ماجرا قبل از درگيرى با بتپرستان و داستان به آتش سوزاندن او بوده است. و اگر آنچه را بعضى از مورّخان نوشتهاند كه ابراهيم در آن هنگام شانزده ساله بود به آن بيفزاييم، ثابت مىشود كه وى از آغاز نوجوانى اين رسالت بزرگ را بر دوش گرفته بود.
مبارزه علمى با بتپرستان
ماجراى درگيرى ابراهيم با بتپرستان هر روز شديدتر مىشد، تا به شكستن بتهاى بتخانه بابل- به استثناى بت بزرگ- با استفاده از يك فرصت كاملًا مناسب انجاميد.