تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢١
بسيار بيشتر است «١» نيز شاهد خوبى بر اين واقعيّت است.
البتّه ما نمىتوانيم ترسيم دقيقى از جهان ديگر و ويژگىهايش در اين جهان داشته باشيم، همانگونه كه كودك در عالم جنين- اگر فرضاً هم عقل كامل مىداشت- نمىتوانست ويژگىهاى عالم بيرون از جنين را درك كند.
ولى همين قدر مىدانيم دگرگونى عظيمى در جهانى كه هستيم پيدا مىشود.
دنيا بهكلّى ويران و به جهان كاملًا جديدى مبدّل مىگردد.
جالب اينكه در روايات متعدّدى كه در منابع اسلامى نقل شده است مىخوانيم كه در آن هنگام زمين و عرصه محشر تبديل به نان پاكيزه و سفيدرنگى مىشود كه انسانها مىتوانند از آن تغذيه كنند، تا حسابشان روشن شود و هر كدام بهسوى سرنوشتشان حركت كنند.
اين روايات در تفسير نورالثقلين به طرق مختلف نقل شده است. «٢»
برخى از مفسّران اهل تسنّن مانند قرطبى نيز در ذيل همين آيه به چنين رواياتى اشاره كرده است. «٣»
بعيد نيست منظور از اين روايات آن باشد كه در آن جهان، زمين به جاى آنكه خاك آن را پوشانده باشد، يك مادّه غذايى قابل جذب براى بدن انسان سراسر آن را فراگرفته. به بيان ديگر، خاك چيزى نيست كه قابل جذب بدن انسان باشد و حتماً موادّ غذايى موجود در خاك بايد در لابراتوار ريشه و ساقه و شاخه گياهان، به موادّ قابل جذبى براى بدن انسان مبدّل شوند. ولى در آن روز بهجاى خاك،