تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١٦
مجسّم مىشود كه آنان را به يكديگر مرتبط مىسازد.
دوم اينكه مجرمان در آن روز بهوسيله زنجيرهايى با شياطين قرين مىشوند و پيوند باطنيشان در دنيا به صورت همزنجير بودنشان، در جهان ديگر آشكار مىگردد.
سوم اينكه دستهاى آنها را به وسيله زنجيرها با گردنشان قرين مىسازند.
مانعى ندارد كه همه اين معانى در مورد مجرمان صادق باشد، هر چند ظاهر آيه بيشتر معنى اوّل را مىرساند.
* آنگاه به بيان لباس مجرمان مىپردازد كه خود عذاب بزرگى است براى آنها، مىفرمايد: «لباسهايشان از قطران است و صورتهايشان را آتش مىپوشانَد» (سَرَابِيلُهُمْ مِنْ قَطِرَانٍ وَ تَغْشَى وُجُوهَهُمُ النَّارُ).
«سرابيل» جمع «سربال» (بر وزن مثقال)، بهمعنى پيراهن است، از هر جنس كه باشد. برخى گفتهاند: بهمعنى هر نوع لباس است. ولى معنى اوّل مشهورتر است.
«قطران» كه گاه در لغت به فتح قاف و سكون طاء، يا به كسر قاف و سكون طاء خوانده شده، بهمعنى مادّهاى است كه از درختى به نام «ابهل» مىگيرند و آن را مىجوشانند تا سفت شود و هنگام بيمارى جَرَب، به بدن شتر مىمالند و معتقد بودند با سوزشى كه دارد بيمارى مزبور را از بين مىبرد. «١» اين مادّه سياهرنگ و بدبو و قابل اشتعال است. «٢»