تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠٥
امّا فوراً دست رد بر سينهشان گذارده مىشود و به آنها اين پيام تكاندهنده را مىدهند كه: چنين چيزى محال است، دوران عمل پايان يافت «مگر قبلًا سوگند ياد نكرده بوديد كه زوال و فنايى براى شما نيست؟!» (أَوَلَمْ تَكُونُوا أَقْسَمْتُمْ مِنْ قَبْلُ مَا لَكُمْ مِنْ زَوَالٍ).*
آرى، شما بوديد كه «در منازل (و كاخهاى) كسانى كه به خويشتن ستم كردند ساكن شديد» (وَ سَكَنتُمْ فِى مَسَاكِنِ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَنفُسَهُمْ).
«و براى شما اين واقعيّت بهخوبى آشكار شد كه چگونه با آنان رفتار كرديم» (وَ تَبَيَّنَ لَكُمْ كَيْفَ فَعَلْنَا بِهِمْ).
«و براى شما مثَلها (از سرگذشت پيشينيان) زديم»، باز هم بيدار نشديد (وَ ضَرَبْنَا لَكُمُ الْأَمْثَالَ).
امّا هيچيك از اين درسهاى عبرت در شما مؤثّر نيفتاد و همچنان به اعمال ننگين و ستمگرانه خويش ادامه داديد و اكنون كه در چنگال كيفر الهى گرفتار شدهايد تقاضاى تمديد مدّت و ادامه مهلت مىكنيد! كدام تمديد و كدام مهلت؟
هر چه بود پايان يافت.
نكتهها:
١. چرا مخاطب در اينجا پيامبر است؟
بىگمان پيامبر صلى الله عليه و آله هرگز تصوّر نمىكند كه خداوند از كار ظالمان غافل است، ولى با اين حال در آيات مورد بحث روى سخن به حضرت است و مىگويد:
مبادا گمان كنى خداوند از اعمال ستمگران غافل است.