تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠٣
لِيَوْمٍ تَشْخَصُ فِيهِ الْأَبْصَارُ).
«تَشخَص» از مادّه «شخوص» بهمعنى از حركت افتادن چشم و به نقطهاى خيره شدن است.
* مجازاتهاى قيامت آنقدر وحشتناك است كه ستمگران از شدّت هول «گردنها را كشيده، سرها را به آسمان بلند كرده، حتّى پلك چشمهايشان از حركت بازمىمانَد و دل هايشان (فرو مىريزد و از انديشه و اميد) خالى مىشود» (مُهْطِعِينَ مُقْنِعِى رُءُوسِهِمْ لَايَرْتَدُّ إِلَيْهِمْ طَرْفُهُمْ وَ أَفْئِدَتُهُمْ هَوَاءٌ).
«مهطعين» از مادّه «اهطاع» بهمعنى گردن كشيدن است. برخى آن را بهمعنى سرعت گرفتن و برخى نگاه كردن با ذلّت و خشوع دانستهاند. ولى با توجّه به جملههاى ديگر آيه معنى اوّل مناسبتر بهنظر مىرسد.
«مقنى» از مادّه «اقناع» بهمعنى سر به آسمان بلند كردن است.
جمله «لا يَرتَدُّ إلَيهِم طَرفُهُم» مفهومش اين است كه پلك چشمهايشان از هول و وحشت به هم نمىخورد، گويى همانند چشم مردگان از كار افتاده است.
جمله «أفئدَتُهُم هَواءٌ» بهمعنى تهى شدن دلهاى آنهاست. درست مانند آنچه در زبان فارسى مىگوييم فلانكس خبر وحشتناكى به من داد و يكمرتبه دلم خالى شد، يا قلبم فرو ريخت. در واقع ظالمان آنچنان دستپاچه مىشوند كه همه چيز حتّى خودشان را فراموش مىكنند. گويى تمام معلومات از دل و جانشان به بيرون فرار كرده و هر گونه قوّت و قدرت را از دست دادهاند.
بيان اوصافى نظير خيره شدن چشمها، كشيدن گردنها، بلند كردن سرها، از حركت افتادن پلك چشمها و فراموش كردن انديشهها، توصيف بسيار گويايى