تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩٥
در كلمه «بَنِىَّ» در آيه مورد بحث داخل هستند، يعنى اسماعيل و اسحاق نيز پيامبر بودند و معصوم. ولى با اين حال تقاضا مىكند كه خدايا من و آنها را از پرستش بتها دور بدار.
اين دليل بر تأكيد هر چه بيشتر روى مسأله مبارزه با بتپرستى است كه حتّى پيامبران معصوم و بتشكن نيز در اين زمينه از خدا تقاضا مىكنند.
اين درست شبيه تأكيد كردن پيامبر در وصايايش به على عليه السلام يا امامان ديگر نسبت به جانشين خود در زمينه نماز است كه هرگز احتمال ترك آن در مورد آنها مفهوم نداشت، بلكه اصولًا نماز با تلاش آنها برپا شده بود.
اكنون اين پرسش پيش مىآيد كه چگونه ابراهيم گفت: پروردگارا، بتها بسيارى از مردم را گمراه ساختهاند، در حالى كه سنگ و چوبى بيش نبودند و قدرت بر گمراه ساختن مردم نداشتند؟
پاسخ اين پرسش را از اينجا مىتوان دريافت كه اوّلًا بتها هميشه از سنگ و چوب نبودند بلكه گاهى فرعونها و نمرودها مردم را به پرستش خود دعوت مىكردند و خود را ربّ اعلى و زندهكننده و ميراننده مىناميدند. ثانياً گاه بتهاى سنگى و چوبى را متولّيان و كارگردانان چنان مىآراستند و تشريفات براى آنها قائل مىشدند كه براى عوام سادهلوح بهراستى گمراهكننده بودند.
٤. تابعان ابراهيم كيانند؟
در آيات مورد بحث خوانديم كه ابراهيم مىگويد: خداوندا، كسانى كه از من پيروى كنند از مناند، آيا پيروان ابراهيم تنها همانها بودند كه در عصر او يا اعصار بعد در كيش و مذهب او بودهاند يا همه موحّدان و خداپرستان جهان را به حكم اينكه ابراهيم سمبل توحيد و بتشكنى بود شامل مىشود؟