تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩٠
* چراكه مىدانم بتپرستى چه بلاى بزرگ و خانمانسوزى است و با چشم خود قربانيان اين راه را ديدهام «پروردگارا، آنها [: بتها] بسيارى از مردم را گمراه ساختند» (رَبِّ إِنَّهُنَّ أَضْلَلْنَ كَثِيرًا مِنَالنَّاسِ).
آن هم چه گمراهى خطرناكى، تا آنجا كه همه چيز خود حتّى خردشان را در اين راه باختهاند.
خداوندا، من دعوت به توحيد مىكنم و همه را بهسوى تو مىخوانم، «هر كس از من پيروى كند، او از من است و هر كس نافرمانىِ من كند، (اگر قابل هدايت و بخشش است درباره او محبّت كن، چرا كه) تو بخشنده و مهربانى» (فَمَنْ تَبِعَنِى فَإِنَّهُ مِنِّى وَ مَنْ عَصَانِى فَإِنَّكَ غَفُورٌ رَحِيمٌ).
در حقيقت ابراهيم عليه السلام با اين تعبير مىخواهد به پيشگاه خداوند عرض كند كه حتّى اگر فرزندان من از مسير توحيد منحرف گردند و به بت توجّه كنند، از من نيستند و اگر بيگانگان در اين خط باشند، آنها همچون فرزندان و برادران مناند.
اين تعبير مؤدّبانه و بسيار محبّتآميز ابراهيم عليه السلام نيز قابل توجّه است كه نمىگويد هر كس نافرمانى من كند از من نيست و چنين و چنان كيفر كن، بلكه مىگويد هر كس نافرمانى من كند تو بخشنده و مهربانى.
* آنگاه دعا و نيايش خود را چنين ادامه مىدهد: «پروردگارا، من بعضى از فرزندانم را در سرزمين بىآبوعلفى، در كنار خانهاى كه حرم تو است، ساكن ساختم تا نماز را بهپا دارند» (رَبَّنَا إِنِّى أَسْكَنتُ مِنْ ذُرِّيَّتِى بِوَادٍ غَيْرِ ذِى زَرْعٍ عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنَا لِيُقِيمُوا الصَّلَوةَ).
و اين هنگامى بود كه ابراهيم پس از آنكه خداوند پسرى از كنيزش هاجر داد