تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨٦
و در عوض شايد در بسيارى از اوقات انسان با زبانش چيزى را از خدا نخواهد ولى با زبان حال و فطرت و طبيعت و هستيش آن را تمنّا مىكند و خدا به او مىدهد. هيچ مانعى ندارد كه سؤال در جمله ما سَألتُموهُ هم سؤال به زبان قال را شامل شود، هم زبان حال را.
٧. چرا نعمتهاى او قابل شمارش نيستند؟
اين يك حقيقت است كه سرتاپاى وجود ما غرق نعمتهاى اوست و اگر كتابهاى مختلف علوم طبيعى، انسانشناسى، روانشناسى و گياهشناسى و مانند آن را بررسى كنيم خواهيم ديد دامنه نعمتها تا چه حد گسترده است.
اصولًا هر نفسى- به گفته آن اديب بزرگ- دو نعمت در آن موجود است و به هر نعمتى، شكرى واجب.
از اين گذشته مىدانيم كه در بدن انسان بهطور متوسط ده ميليون ميليارد سلّول زنده است كه هر كدام يك واحد فعّال بدن ما را تشكيل مىدهد. اين عدد بهقدرى بزرگ است كه اگر ما بخواهيم سلّولهاى آن را شماره كنيم صدها سال طول مىكشد.
و اين يك بخش از نعمتهاى خدا نسبت به ماست. بنابراين بهراستى اگر ما بخواهيم نعمتهاى او را بشماريم، قادر نيستيم (وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَتَ اللَّهِ لَا تُحْصُوهَا).
در درون خون انسان دو دسته گلبول (موجودات زنده كوچكى كه در خون شناورند و وظايف حياتى سنگينى بر دوششان است) وجود دارند. ميليونها گلبول قرمز كه وظيفه آنها رساندن اكسيژن هوا براى سوخت و ساز سلّولهاى بدن و ميليونها گلبول سفيد كه وظيفه آنها پاسدارى از سلامت انسان در مقابل هجوم ميكروبها به بدن است. عجيب اينكه آنها بدون استراحت و خواب دائماً