تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨٤
مىدارد و مانند يك بادزن، حرارت سوزنده آفتاب را تخفيف مىدهد و به او جان و حيات تازه مىبخشد.
و سرانجام روشنايى روز او را به حركت و تلاش دعوت مىكند و گرمى و حرارت مىآفريند و در همه جا جنبش و حركت ايجاد مىكند.
و خلاصه همه از بهر او سرگشته و فرمانبردارند و بيان و شرح اين همه نعمت، علاوه بر اينكه در انسان شخصيّت تازهاى مىآفريند و او را به عظمت مقام خويش آگاه مىسازد، حسّ شكرگزاريش را نيز برمىانگيزد.
از اين بيان ضمناً اين نتيجه به دست آمد كه «تسخير» در فرهنگ قرآن به دو معنى آمده است: يكى در خدمت منافع و مصالح انسان بودن (مانند تسخير خورشيد و ماه) و ديگرى زمام اختيارش در دست بشر بودن (مانند تسخير كشتىها و درياها).
و اينكه برخى پنداشتهاند كه اين آيات اشاره به اصطلاحاتى است كه امروز براى تسخير داريم (مانند تسخير كره ماه بهوسيله مسافران فضايى) صحيح به نظر نمىرسد، زيرا در بعضى از آيات قرآن مىخوانيم: وَ سَخَّرَ لَكُمْ مَا فِىالسَّموَاتِ وَ مَا فِىالْأَرْضِ جَمِيعًا مِنْهُ «١»
كه نشان مىدهد همه آنچه در آسمانها و همه آنچه در زمين است مسخّر انسان است، در حالى كه مىدانيم مسافرت فضانوردان به همه كرات آسمانى قطعاً محال است.
آرى، در قرآن بعضى آيات ديگر داريم كه ممكن است اشاره به اين نوع تسخير باشد كه- به خواست خدا- در تفسير سوره الرّحمن از آن بحث خواهيم كرد (درباره مسخّر بودن موجودات در برابر انسان در ذيل آيه ٢ سوره رعد نيز