تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧٩
* «و از هر چيزى كه از او خواستيد (و از نظر جسم و جان فرد و اجتماع، و سعادت و خوشبختى به آن نياز داشتيد) به شما داد» (وَ آتَيكُمْ مِنْ كُلِّ مَا سَأَلْتُمُوهُ).
«و (به اين ترتيب) اگر (بخواهيد) نعمتهاى خدا را بشماريد، هرگز آنها را شماره نتوانيد كرد» (وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَتَ اللَّهِ لَاتُحْصُوهَا).
زيرا نعمتهاى مادّى و معنوى پروردگار چنان سرتاپاى وجود و محيط زندگى شما را فراگرفته است كه قابل شمارش نيست.
به علاوه آنچه شما از نعمتهاى الهى مىدانيد در برابر آنچه نمىدانيد، قطرهاى است در برابر دريا.
امّا با اين همه لطف و رحمت الهى، «انسان ستمگر و ناسپاس است» (إِنَّ الْإِنسَانَ لَظَلُومٌ كَفَّارٌ).
نعمتهايى كه اگر انسان بهدرستى از آنها استفاده مىكرد مىتوانست سراسر جهان را گلستان و طرح مدينه فاضله را اجرا كند، بر اثر سوءِاستفاده و ظلم و كفران نعمت به صورتى درآمده كه افق زندگيش را تاريك و شهد حيات را در كاملش زهر جانگداز كرده و انبوهى از مشكلات طاقتفرسا به صورت غل و زنجير بر دست و پاهاى او پيچيده شده است.
نكتهها:
١. پيوندى با خالق و پيوندى با خلق
بار ديگر در اين آيات در تنظيم برنامه مؤمنان راستين به مسأله «صلوة» (نماز) و «انفاق» برخورد مىكنيم كه در نظر ابتدايى ممكن است اين پرسش را ايجاد كند