تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦١
بيشتر بهره مىگيرند و آن را به ميوههاى طيّب خود بهتر منتقل مىكنند. «١»
* ٦. اين شجره طيّبه، پربار و مولّد است، نه همچون درختانى كه ميوه و ثمرى ندارند، «و ميوه خود را مىدهد» (تُؤْتِى أُكُلَهَا).
٧. امّا نه در يك فصل خاص، بلكه «در هر زمان» كه دست بهسوى شاخههايش دراز كنى محروم برنمىگردى (كُلَّ حِينٍ).
٨. ميوه دادنش نيز بىحساب نيست بلكه مشمول قوانين آفرينش است و طبق يك سنّت الهى و «به اذن پروردگارش» آن را به همگان ارزانى مىدارد (بِإِذْنِ رَبِّهَا).
اكنون درست بينديشيم و ببينيم اين ويژگىها و بركات را در كجا پيدا مىكنيم؟ مسلّماً در كلمه توحيد و محتواى آن، و در يك انسان موحّد و بامعرفت، و در يك برنامه سازنده و پاك. اينها همه روينده و پوينده و متحرّك هستند، همه داراى ريشههاى محكم و ثابتاند، همه داراى شاخههاى فراوان و سر به آسمان كشيده و دور از آلودگىها و كثافات جسمانى، همگى پرثمرند و نورپاش و فيضپاش.
هر كس به كنار آنها بيايد و دست به شاخسار وجودشان دراز كند، در هر زمان كه باشد از ميوههاى لذيذ و معطّر و نيروبخششان بهره مىگيرد.
تندباد حوادث و طوفانهاى سخت و مشكلات، آنها را از جا حركت نمىدهد، افق فكرشان محدود به دنياى كوچك نيست، حجابهاى زمان و