تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦٠
آمده است، هر سنّت و دستور و برنامه و روش و عمل انسان و هر موجود پاك و پربركتى را شامل مىگردد و همه اينها مانند درخت پاكيزهاى است؛ درختى با ويژگىهاى زير:
١. داراى رشد و نمو است، نه بىروح و نه جامد و بىحركت، بلكه پويا و رويا و سازنده ديگران و خويشتن (تعبير «شجره» بيانگر اين حقيقت است).
٢. پاك است و طيّب امّا از چه نظر؟ چون انگشت روى هيچ بخشى ننهاده است مفهومش اين است كه از هر نظر؛ منظره و ميوه و شكوفه و گل و سايه و نسيمى كه از آن برمىخيزد همه پاكيزه است.
٣. اين شجره داراى نظام حسابشدهاى است. ريشهاى دارد و شاخههايى، و هر كدام مأموريّت و وظيفهاى دارند. اصولًا وجود اصل و فرع در آن، دليل بر حاكميّت نظام حسابشدهاى بر آن است.
٤. «ريشهاش (در زمين) ثابت» است، بهطورى كه طوفان و تندباد نمىتواند آن را از جا بركند (أَصْلُهَا ثَابِتٌ).
و توانايى دارد كه شاخههاى سر به آسمان كشيدهاش را در فضا در زير نور آفتاب و در برابر هواى آزاد معلّق نگاه دارد و حفظ كند، زيرا شاخه هر چه سركشيدهتر باشد بايد متّكى به ريشه قوىترى باشد.
٥. در يك محيط پست و محدود قرار ندارد «و شاخههاى آن در آسمان است»، سينه هوا را شكافته و در آن فرو رفته (وَ فَرْعُهَا فِىالسَّمَاءِ).
روشن است كه هر قدر شاخهها برافراشتهتر باشند از آلودگى گرد و غبار زمين دورترند و ميوههاى پاكترى خواهند داشت و از نور آفتاب و هواى سالم