تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥٤
از اين آيه بهخوبى استفاده مىشود كه وسوسههاى شيطان هرگز اختيار و آزادى اراده را از انسان نمىگيرد، بلكه او دعوتكنندهاى بيش نيست و اين انسانها هستند كه با اراده خود، دعوت او را مىپذيرند؛ منتهى ممكن است زمينههاى قبلى و مداومت بر كار خلاف، وضع انسان را به جايى برساند كه يكنوع حالت سلب اختيار در برابر وسوسهها در وجود او پيدا شود، همانگونه كه در بعضى از معتادان نسبت به موادّ مخدر مشاهده مىكنيم. ولى مىدانيم چون سبب اين نيز حالت اختيارى بوده، نتيجه آن هر چه باشد باز اختيارى محسوب مىشود.
در آيه ١٠٠ سوره نحل مىفرمايد: إِنَّمَا سُلْطَانُهُ عَلَى الَّذِينَ يَتَوَلَّوْنَهُ وَالَّذِينَ هُمْ بِهِ مُشْرِكُونَ: «تسلّط شيطان تنها بر كسانى است كه ولايت و سرپرستى او را نسبت به خود پذيرفتهاند و آنها كه او را شريك خداوند در مسأله اطاعت قرار دادهاند».
به اين ترتيب شيطان پاسخ دندانشكنى به همه كسانى كه گناهان خود را به گردن او مىاندازند و او را عامل انحرافات خويش مىشمرند و به او لعنت مىفرستند مىدهد و اين طرز منطق عوامانه را كه گروهى از گناهكاران براى تبرئه خويش دارند مىكوبد.
در حقيقت سلطان حقيقى بر انسان، اراده و عمل اوست و نه چيز ديگر.
٢. شيطان چگونه اين توانايى را دارد كه در آن محضر بزرگ با همه پيروان خود تماس پيدا كند و آنها را به باد ملامت و شماتت بگيرد؟
اين پرسشى است كه در اينجا مطرح شده است.
پاسخ آن اين است كه مسلّماً اين توانايى را خداوند به او مىدهد و اين در