تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٩
به اين هم دارند كه هدفشان صددرصد خدمت انسانى است به جامعهاى كه به آن مديونند، در حالى كه زير اين پوشش مطلب ديگرى نهفته شده است و آن حفظ مقام و يا مال و ثروت يا جلب توجّه عوام و تحكيم منافع مادّى خود يا حتّى دست زدن به خيانتهايى دور از چشم ديگران. ولى به عكس ممكن است كسى كار كوچكى انجام دهد با اخلاص تمام و انگيزهاى صددرصد انسانى و روحانى.
اكنون بايد پرونده اين مردان بزرگ را هم از نظر عمل و هم از نظر انگيزه و محرّك مورد بررسى قرار داد كه مسلّماً از چند صورت خارج نيست:
الف) گاهى هدف اصلى از اختراع، صرفاً يك عمل تخريبى است (همانند كشف انرژى اتمى كه نخستين بار به منظور ساختن بمبهاى اتمى صورت گرفت) سپس در كنار آن منافعى براى نوع انسان نيز به وجود آمد كه هدف واقعى مخترع يا مكتشف نبوده يا در درجه دوم قرار داشته است. تكليف اين دسته از مخترعان كاملًا روشن است.
ب) گاهى مخترع يا مكتشف هدفش بهرهگيرى مادّى يا كسب شهرت است و در حقيقت حكم تاجرى دارد كه براى درآمد بيشتر، تأسيسات عامّالمنفعهاى به وجود مىآورد و براى گروهى ايجاد كار و براى مملكتى محصولاتى به ارمغان مىآورد بىآنكه هدفى جز تحصيل درآمد داشته باشد و اگر كار ديگرى درآمد بيشترى داشت به سراغ آن مىرفت.
البتّه چنين تجارت يا توليدى اگر طبق موازين مشروع انجام گيرد كار خلاف و حرامى نيست، ولى عمل فوقالعادهاى هم محسوب نمىشود.
اينگونه مخترعان و مكتشفان در طول تاريخ كم نبودند و نشانه اين طرز تفكّر همان است كه اگر ببينند آن درآمد يا بيشتر از آن از راههايى كه مضرّ به حال