تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٣
در اين حديث وطن اصلىِ بىنيازى و عزّت، توكّل معرّفى شده است.
از پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله نقل شده است كه فرمود: از پيك وحى خدا جبرئيل پرسيدم: توكّل چيست؟ گفت: ألعِلمُ بِأنَّ المَخلوقَ لا يَضُرُّ وَ لا يَنفَعُ وَ لا يعطى وَ لا يَمنَعُ وَ استِعمالُ اليأسِ مِنَالخَلقِ، فَإذا كانَ العَبدُ كَذلِكَ لَم يَعمَل لِأحَدٍ سِوَى اللَّهِ ... وَ لَم يَطمَع في أحَدٍ سِوَى اللَّهِ فَهذا هُوَ التَّوَكُّلُ: «آگاهى به اين واقعيّت كه مخلوق نه زيان مىرساند و نه نفع و نه عطا و نه منع، و چشم از دست مخلوق برداشتن. هنگامى كه بندهاى چنين شد، جز براى خدا كار نمىكند و از غير او اميد ندارد. اين حقيقت توكّل است». «١»
كسى از امام علىّ بن موسىالرّضا عليه السلام پرسيد: ما حَدُّ التَّوَكُّلِ فَقالَ لي أن لا تَخافَ مَعَ اللَّهِ أحداً: «حدّ توكّل چيست؟ فرمود: اينكه با اتّكاى به خدا از هيچكس نترسى». «٢»