تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١٨
به علاوه هر پيامبرى، حتّى بدون تقاضاى مردم، بهاندازه كافى اعجاز ارائه مىدهد تا سند اثبات حقّانيّت او گردد، هر چند مطالعه محتويات دعوت و مكتب آنها خود بهتنهايى بزرگترين اعجاز است.
ولى بهانهجويان غالباً گوششان بدهكار اين حرفها نبود و هر روز پيشنهاد تازهاى مىكردند و اگر پيامبر تسليم نمىشد جار و جنجال به راه مىانداختند.
سپس براى اينكه به تهديدهاى گوناگون بهانهجويان نيز پاسخ قاطعى بدهند با اين جمله موضع خود را مشخّص ساختند و گفتند: «افراد باايمان بايد تنها بر خدا توكّل كنند»؛ همان خدايى كه قدرتها در برابر نيروى لايزالش ناچيز و بىارزشند (وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ).*
آنگاه به استدلال روشنى درباره مسأله توكّل پرداخته گفتند: «و چرا بر خدا توكّل نكنيم (و در برابر مشكلات به او پناه نبريم)، با اينكه ما را به راههاى (سعادت) مان رهبرى كرده است؟» (وَ مَا لَنَا أَلَّا نَتَوَكَّلَ عَلَى اللَّهِ وَ قَدْ هَدَينَا سُبُلَنَا).
جايى كه برترين موهبت يعنى هدايت به راههاى سعادت را به ما عطا فرموده، مسلّماً در برابر هرگونه تهاجم و كارشكنى و مشكلى ما را در پوشش حمايت خويش قرار خواهد داد.
و سپس چنين ادامه دادند: تكيهگاه ما خداست؛ تكيهگاهى شكستناپذير و مافوق همه چيز، «و ما بهطور مسلّم در برابر آزارهاى شما صبر خواهيم كرد» (وَلَنَصْبِرَنَّ عَلَى مَا آذَيْتُمُونَا).
سرانجام نيز گفتار خود را با اين سخن پايان دادند: «و توكّلكنندگان بايد فقط بر خدا توكّل كنند» (وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ).