تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١٠
پس از آن به سرنوشت گروههايى از اقوام گذشته در طىّ چندين آيه مىپردازد. همانان كه در برابر نعمتهاى الهى راه كفران را پيش گرفتند و در برابر دعوت رهبران الهى به مخالفت و كفر برخاستند و منطقشان و سرانجام كارشان را شرح مىدهد تا تأكيدى باشد بر آنچه در آيه قبل گفته شد. مىفرمايد: «آيا خبر كسانى كه پيش از شما بودند به شما نرسيده است؟» (أَلَمْ يَأْتِكُمْ نَبَؤُا الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ).
اين جمله ممكن است دنباله گفتار موسى بوده باشد كه در آيه قبل آمده و ممكن است بيان مستقلّى از ناحيه قرآن خطاب به مسلمانان باشد، ولى از نظر نتيجه تفاوت چندانى ندارد.
بعد اضافه مىكند: «قوم نوح و (اقوام) عاد و ثمود و آنها كه پس از ايشان بودند» (قَوْمِ نُوحٍ وَ عَادٍ وَ ثَمُودَ وَالَّذِينَ مِنْ بَعْدِهِمْ).
«همانان كه جز خداوند كسى از (احوال) آنها آگاه نيست» (لَا يَعْلَمُهُمْ إِلَّا اللَّهُ). «١»
بىگمان قسمتى از اخبار قوم نوح و عاد و ثمود و نيز اقوامى كه بعد از آنها بودند به ما رسيده ولى مسلّماً بخش بيشترى به ما نرسيده كه تنها خدا از آنها آگاه است. آنقدر اسرار و خصوصيّات و جزئيّات در تواريخ اقوام گذشته وجود داشته كه شايد آنچه به ما رسيده، در برابر آنچه نرسيده بسيار ناچيز باشد.
و بهعنوان توضيحى درباره سرگذشت آن اقوام مىگويد: «پيامبرانشان دلايل روشن ببراى آنان آوردند، ولى آنها (از روى تعجّب و استهزا) دست بر دهان گرفتند و گفتند: ما به آنچه شما به آن فرستاده شدهايد كافريم» (جَاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ فَرَدُّوا أَيْدِيَهُمْ فِى أَفْوَاهِهِمْ وَ قَالُوا إِنَّا كَفَرْنَا بِمَا أُرْسِلْتُمْ بِهِ).