تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠٧
بلكه شكر ذاتاً راهى است براى شناخت هر چه بيشتر خداوند، به همين دليل علماى عقايد در علم كلام براى اثبات «وجوب معرفةاللَّه» (شناخت خدا) از طريق وجوب شكر «منعم» (نعمتبخش) وارد شدهاند.
٤. احياى روح شكرگزارى در جامعه و ارج نهادن و سپاس از آنها كه با علم خود يا فداكارى و شهادت، يا با ساير مجاهدات در راه پيشبرد اهداف اجتماعى خدمت كردهاند، يك عامل مهمّ حركت و شكوفايى و پويايى جامعه است.
در اجتماعى كه روح تشكّر و قدردانى مرده، كمتر كسى علاقه و دلگرمى به خدمت پيدا مىكند. بر عكس آنها كه از زحمات و خدمات اشخاص بيشتر قدردانى مىكنند ملّتهايى بانشاطتر و پيشروترند.
توجّه به همين حقيقت سبب شده است كه در عصر ما براى قدردانى از زحمات بزرگان، در صدمين سال، هزارمين سال، زادروز، يا هر فرصت مناسب ديگر، مراسمى براى بزرگداشت آنها بگيرند و ضمن سپاسگزارى از خدماتشان مردم را به حركت و تلاش بيشتر دعوت كنند.
فىالمثل در انقلاب اسلامى كشور ما كه پايان يك دوران تاريك دو هزار و پانصد ساله و آغاز دوران جديدى بود، وقتى مىبينيم همه سال و هر ماه بلكه هر روز خاطره شهيدان انقلاب زنده مىشود و بر آنها درود مىفرستند و به تمام كسانى كه به آنها منسوباند احترام مىگذارند و به خدماتشان ارج مىنهند، خود سبب مىشود كه عشق و علاقه به فداكارى در ديگران پرورش يابد و سطح فداكارى مردم بالاتر رود.
به تعبير قرآن، شكر اين نعمت باعث فزونى آن خواهد شد و از خون يك شهيد هزاران مجاهد مىرويد و مصداق زنده «لَأزيدَنَّكُم» مىشود.