تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٧
مىگويند تو پيامبر نيستى!
در پاسخ آنها «بگو: كافى است كه خداوند و كسى كه علم كتاب (و آگاهى بر قرآن) نزد اوست ميان من و شما گواه باشند» (قُلْ كَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا بَيْنِى وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ).
هم خدا مىداند كه من فرستاده اويم و هم آنها كه از كتابِ آسمانى من (قرآن) آگاهى كافى دارند.
آنها بهخوبى مىدانند كه اين كتاب ساخته و پرداخته مغز بشر نيست و جز از سوى خداى بزرگ امكان ندارد نازل شده باشد. و اين تأكيد ديگرى است بر اعجاز قرآن از جنبههاى مختلف كه ما آن را در جاهاى ديگر بهويژه در كتاب قرآن و آخرين پيامبر شرح دادهايم.
بنابر آنچه در بالا گفتيم منظور از مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ، آگاهان از محتواى قرآن مجيد است.
ولى بعضى از مفسّران احتمال دادهاند كه اشاره به دانشمندان اهل كتاب باشد، همانان كه نشانههاى پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله را در كتابهاى آسمانى خويش خوانده بودند و از روى علاقه و آگاهى به او ايمان آوردند.
ولى تفسير اوّل صحيحتر بهنظر مىرسد.
در بسيارى از روايات آمده است كه منظور از مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ، علىّ بن ابى طالب عليه السلام و ائمّه هدى هستند كه در تفاسير نورالثقلين و برهان، اين روايات جمعآورى شده است.
اين روايات دليل بر انحصار نيست و همانگونه كه بارها گفتهايم اشاره به مصادق يا مصداقهاى تام و كامل است. در هر حال، تفسير اوّل را كه ما انتخاب كرديم تأييد مىكند.