تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٥
در روايات متعدّدى كه در تفسيرهاى برهان و نورالثقلين و ساير تفاسير و منابع حديث آمده است، آيه فوق به فقدان علما و دانشمندان تفسير شده است، زيرا فقدان آنها مايه نقصان زمين و كمبود جوامع انسانى است.
مفسّر بزرگ، طبرسى در تفسير اين آيه از امام صادق عليه السلام چنين نقل مىكند:
نَنقُصُها بِذهابِ عُلَمائها، وَ فُقَهائها وَ خِيارِ أهلِها: «ما از زمين مىكاهيم، با از ميان رفتن علما و فقها و اخيار و نيكان». «١»
و در حديث ديگرى مىخوانيم: عبد اللَّه بن عمر هنگامى كه امير مؤمنان على عليه السلام شهيد شد، آيه را تلاوت كرد: أنّا نَأتِى الأرضَ نَنقُصُها مِن أطرافِهِ. سپس گفت: يا أمير المؤمنينَ لَقَد كُنتَ الطَّرَفَ الأكبَرَ فِى العِلمِ، اليَومَ نَقَصَ عِلمُ الإسلامِ وَ مَضى رُكنُ الإيمانِ: «اى امير مؤمنان، تو جانب بزرگ علم در جهان بودى و با شهادتت، امروز علم اسلام به كاستى گراييد و ستون ايمان از ميان رفت». «٢»
البتّه همانگونه كه آيه معنى وسيعى دارد كه هر نقصان و كمبود و از ميان رفتن افراد و جامعهها و بهطور كلّى اهل زمين را شامل مىشود، هشدارى است به همه مردم اعمّ از نيك و بد و حتّى علما و دانشمندان كه اركان جوامع بشرى هستند و با از ميان رفتن يك تن از آنها گاهى دنيايى به نقصان مىگرايد؛ هشدارى است گويا و تكاندهنده.
و امّا اينكه بعضى از مفسّران احتمال دادهاند منظور از نقصان ارض، كم شدن از سرزمينهاى كفّار و افزودن به بلاد مسلمين است، با توجّه با اينكه سوره در مكّه نازل شده، صحيح به نظر نمىرسد زيرا در آن روز فتوحاتى نبود كه كفّار با چشم خود ببينند و قرآن به آن اشاره كند.