تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٠
ذِى عِوَجٍ: «اين قرآنى است آشكار و خالى از هرگونه كجى و اعوجاج».
و در آيه ٣ سوره فصلت مىخوانيم: كِتَابٌ فُصِّلَتْ آيَاتُهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ: «اين كتابى است كه آياتش تشريح شده و قرآنى است روشن و آشكار براى آنها كه مىخواهند بدانند».
و بر اين اساس، جمله قبل و بعد در اين آيه تأييد مىكند كه منظور از «عربى»، همان فصاحت و روشنى بيان و خالى بودن از پيچ و خم است.
اين تعبير در هفت سوره از سورههاى قرآن آمده است. البتّه در چند مورد نيز «لِسانٌ عَربِىٌّ مُبينٌ» يا مانند آن ذكر شده كه آن نيز ممكن است به همين معنى، يعنى روشنى بيان و خالى بودن از ابهام بوده باشد.
البتّه در اين مورد خاص ممكن است اشاره به زبان عربى نيز باشد، زيرا خداوند هر پيامبرى را به زبان قوم خود مبعوث مىكرد، تا براى نخستين بار قوم و ملّت خويش را هدايت كند، سپس دامنه اين انقلاب را به نقاط ديگر گسترد.
بعد با لحنى تهديدآميز و قاطع، پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله را مخاطب ساخته مىگويد: «و اگر از هوسهاى آنان- بعد از آنكه آگاهى براى تو آمده- پيروى كنى، (به كيفر الهى مجازات خواهى شد و) هيچكس در برابر خدا از تو حمايت و جلوگيرى نخواهد كرد» (وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءَهُمْ بَعْدَ مَا جَاءَكَ مِنَالْعِلْمِ مَا لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ وَلِىٍّ وَ لَا وَاقٍ).
مسلّماً در مورد پيامبر صلى الله عليه و آله با آن مقام عصمت و معرفت و آگاهى، احتمال انحراف وجود نداشته است. امّا اين تعبير اوّلًا روشن مىسازد كه خدا با هيچكس ارتباط خصوصى و بهاصطلاح خويشاوندى ندارد و اگر پيامبر مقامش والاست، بهخاطر تسليم و عبوديّت و ايمان و استقامت اوست؛ ثانياً تأكيدى است براى ديگران، زيرا جايى كه پيامبر در صورت انحراف از مسير حق و گرايش به باطل،