تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤٢
بىارزش و فاقد معنويّت و تكاملى است كه انسان به آن نياز دارد.
بعد اضافه مىكند: «و پيوسته بلاهاى كوبندهاى بر كافران بهخاطر اعمالشان وارد مىشود» كه اين مصائب بهصورت بلاهاى مختلف و همچنين جنگهاى كوبنده مجاهدان اسلام بر آنها فرود مىآيد (وَ لَايَزَالُ الَّذِينَ كَفَرُوا تُصِيبُهُمْ بِمَا صَنَعُوا قَارِعَةٌ).
«و يا (اگر اين مصائب در خانه آنان فرود نيايد) نزديك خانهشان فرود مىآيد» (أَوْ تَحُلُّ قَرِيبًا مِنْ دَارِهِمْ).
تا عبرت بگيرند و بهسوى خدا بازگردند.
و اين هشدارها همچنان ادامه خواهد يافت «تا وعده (نهايى) خدا فرا رسد» (حَتَّى يَأْتِىَ وَعْدُ اللَّهِ).
اين وعده ممكن است اشاره به مرگ يا روز قيامت باشد و يا به گفته بعضى، فتح مكّه كه آخرين قدرت دشمن را در هم شكست.
به هر حال وعده خدا قطعى است و «به يقين خداوند در وعده خود تخلّف نمىكند» (إِنَّ اللَّهَ لَايُخْلِفُ الْمِيعَادَ).*
آخرين آيه مورد بحث روى سخن رابه پيامبر صلى الله عليه و آله كرده مىگويد: تنها تو را با تقاضاهاى گوناگون و پيشنهاد معجزات اقتراحى استهزا نكردند، اين يك سابقه طولانى در تاريخ انبيا دارد، «پيامبران پيش از تو را نيز مورد استهزا قرار دادند» (وَ لَقَدِ اسْتُهْزِئَ بِرُسُلٍ مِنْ قَبْلِكَ).
ولى «من به كافران مهلت دادم» (فَأَمْلَيْتُ لِلَّذِينَ كَفَرُوا).
شايد بيدار شوند و به راه حق بازگردند، يا با آنان اتمام حجّت بشود، زيرا اگر آنها بدكار و گناهكارند، مهربانى خداوند و لطف و كرم و حكمت او جايى نرفته