تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤١
إِلَّا هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ إِلَيْهِ مَتَابِ).*
سپس در پاسخ بهانهجويانى كه به همه چيز ايراد مىگيرند مىفرمايد: «حتّى اگر بهوسيله قرآن، كوهها به حركت درآيند يا زمينها قطعهقطعه شوند، يا بهوسيله آن با مردگان سخن گفته شود»، باز هم ايمان نخواهند آورد (وَ لَوْ أَنَّ قُرْآنًا سُيِّرَتْ بِهِالْجِبَالُ أَوْ قُطِّعَتْ بِهِالْأَرْضُ أَوْ كُلِّمَ بِهِالْمَوْتَى).
«ولى همه كارها در اختيار خداست» و هر اندازه لازم بداند انجام مىدهد (بَلْ لِلَّهِ الْأَمْرُ جَمِيعًا).
امّا شما طالب حق نيستيد و اگر بوديد، همان مقدار از نشانههاى اعجاز كه از پيامبر صادر شده براى ايمان آوردن كاملًا كافى بود. اينها همه بهانهجويى است.
سپس اضافه مىكند: «آيا آنان كه ايمان آوردهاند نمىدانند كه اگر خدا بخواهد، همه مردم را (بهاجبار) هدايت مىكند؟» (أَفَلَمْ يَايْئَسِ الَّذِينَ آمَنُوا أَنْ لَوْ يَشَاءُ اللَّهُ لَهَدَى النَّاسَ جَمِيعًا). «١»
يعنى خداوند مىتواند از طريق اجبار درونى يا برونى، حتّى منكران لجوج را وادار به پذيرش ايمان كند زيرا او بر همه چيز تواناست و هيچ كارى در برابر قدرتش دشوار نيست؛ ولى هرگز او چنين نخواهد كرد چون ايمان اجبارى،