تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٩
آيه فوق نازل شد و در مورد لجاجت و بهانهگيرى و مخالفت آنها با نام «رحمان» كه از اوصاف قطعى خداوند است آنها را بهشدّت سرزنش كرد.
اين شأن نزول در صورتى صحيح است كه ما اين سوره را «مدنى» بدانيم، تا با داستان صلح حديبيه سازگار باشد، امّا اگر- آنچنان كه مشهور است- «مكّى» بدانيم نوبت به اين بحث نمىرسد.
مگر آنكه شأن نزول آيه پاسخ به گفتار مشركان باشد كه درآيه ٦٠ سوره فرقان آمده است، آنجا كه مىفرمايد: «و هنگامى كه به آنان گفته شود براى خداوند رحمان سجده كنيد، مىگويند: رحمان چيست؟ (ما اصلًا رحمان را نمىشناسيم!) آيا بر چيزى سجده كنيم كه تو به ما دستور مىدهى؟!» (اسْجُدُوا لِلرَّحْمنِ قَالُوا وَمَا الرَّحْمنُ).
و در هر حال آيه مورد بحث منهاى شأن نزول مفهوم روشنى دارد كه در تفسير آن خواهيد خواند.
* در مورد شأن نزول آيه دوم نيز بعضى از مفسّران بزرگ گفتهاند: در پاسخ جمعى از مشركان مكّه نازل شده است كه در پشت خانه كعبه نشسته بودند و به دنبال پيامبر صلى الله عليه و آله فرستادند. حضرت (به اميد هدايت آنان) نزدشان آمد. عرض كردند: اگر دوست دارى از تو پيروى كنيم كوههاى مكّه را بهوسيله قرآنت عقب بران تا كمى اين زمين تنگ و محدود ما گسترش يابد. و زمين را بشكاف و چشمهها و نهرهايى در اينجا پديد آور تا درختانى غرس و زراعت كنيم، (چون) تو به گمان خود كمتر از داوود نيستى كه خداوند كوهها را براى او مسخّر كرده بود كه با او همصدا شده و تسبيح خدا مىگفتند؛ يا اينكه باد را مسخّر ما گردان كه بر دوش آن سوار شويم و به شام رويم و مشكلات خود را حل و