تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٨
اختيار خداست. آيا آنها كه ايمان آوردهاند نمىدانند كه اگر خدا بخواهد همه مردم را (به اجبار) هدايت مىكند؟! (امّا هدايت اجبارى سودى ندارد.) و پيوسته بلاهاى كوبندهاى بر كافران به سبب اعمالشان وارد مىشود، و يا به نزديكى خانه آنها فرود مىآيد، تا وعده (نهايى) خدا فرارسد؛ بهيقين خداوند از وعده خود تخلّف نمىكند.
٣٢. (تنها تو را استهزا نكردند، بلكه) پيامبران پيش از تو نيز مورد استهزا قرار گرفتند؛ من به كافران مهلت دادم؛ سپس آنها را مجازات كردم؛ و چه مجازات شديدى بود؟!
شأن نزول:
مفسّران گفتهاند نخستين آيه مورد بحث در صلح حديبيه در سال ششم هجرت نازل شده است در آن هنگام كه مىخواستند صلحنامه را بنويسند، پيامبر صلى الله عليه و آله به على عليه السلام فرمود: بنويس «بِسمِ اللَّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ».
سهيل بن عمرو و ساير مشركان گفتند: ما «رحمان» را نمىشناسيم. تنها يك رحمان داريم و آن در يمامه است (مقصودشان مسيلمه كذّاب بود كه دعوى نبوّت داشت)، بلكه بايد بنويسى «بِاسمِكَ اللّهُمَّ»- همانگونه كه در زمان جاهليّت مىنوشتند.
سپس پيامبر صلى الله عليه و آله به على عليه السلام فرمود: بنويس «اين صلحنامهاى است كه محمّد رسول خدا ...» مشركان قريش گفتند: اگر تو رسول خدا بودى و ما با تو جنگ مىكرديم و راه خانه خدا را بر تو مىبستيم بسيار ستمكار بوديم (دعوا در همين رسالت توست) و لكن بنويس اين صلحنامه محمّد بن عبداللَّه است ....
در اين هنگام ياران پيامبر صلى الله عليه و آله برآشفتند و گفتند: اجازه بده ما با اينها پيكار كنيم. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: نه، همانگونه كه اينها مىخواهند بنويس. در اين هنگام