تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢٣
فداكارىها، و به عكس، سستى و تنبلى و بخل و آلودگى نيّتها، نقش تعيينكنندهاى در آن دارد.
به همين دليل قرآن مجيد كراراً انسان را در گرو كوشش و فعّاليّت خود شمرده و بهره او را از زندگى به ميزان سعى و تلاشش مىداند.
لذا در كتاب وسائلالشيعة در بحث تجارت و كسب و كار، بابى در زمينه تلاش براى تحصيل روزى عنوان كرده و احاديث متعدّدى در اين زمينه بيان مىدارد. ابواب ديگرى نيز در مذمّت بيكارى، پُرخوابى، تنبلى در طريق تحصيل نيازمندىهاى زندگى منعقد ساخته است.
از جمله در حديثى كه از امير مؤمنان عليه السلام در اين ابواب نقل شده است مىخوانيم: إنَّ الأشياءَ لَمّا ازْدَوَجَت، إزدَوَجَ الكَسَلُ وَالعَجزُ فَنُتِجا بَينَهُمَا الفَقرَ: «هنگامى كه موجودات در آغاز با هم ازدواج كردند، تنبلى و ناتوانى با هم پيمان زوجيّت بستند و فرزندى از آنها به نام فقر متولّد شد». «١»
و در حديثى ديگر از امام صادق عليه السلام مىخوانيم: لا تَكسَلوا في طَلَبِ مَعايِشِكُم فَإنَّ آبائنا كانوا يَركُضونَ فيها وَ يَطلُبونَها: «در طلب روزى و نيازهاى زندگى، تنبلى نكنيد، زيرا پدران و نياكان ما به دنبال آن مىدويدند و آن را طلب مىكردند». «٢»
در حديث ديگرى از امام باقر عليه السلام مىخوانيم: إنّي لَابغِضُ الرَّجُلَ أن يَكونَ كَسلاناً عَن أمرِ دُنياهُ، وَ مَن كَسَلَ عَن أمرِ دُنياهُ فَهُوَ عَن أمرِ آخِرَتِهِ أكسَلُ: «من مردى را كه در كار دنيايش تنبل باشد مبغوض مىدارم. كسى كه در كار دنيا تنبل باشد (با اينكه ثمرهاش بهزودى نصيت او مىشود)، در كار آخرتش تنبلتر است». «٣»