تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١
كه برادران نزد يوسف عليه السلام آمدند حدّاقل هشت سال از آزادى او از زندان گذشته بود، چون هفت سال دوران وفور نعمت را پشت سر گذاشته بود كه به ذخيره موادّ غذايى براى سالهاى قحطى مشغول بود و در سال هشتم كه قحطى شروع شد، يا بعد از آن، برادران براى تهيّه غلّه آمدند. آيا لازم نبود در اين هشت سال پيكى به كنعان بفرستد و پدر را از حال خود آگاه سازد و او را از آن غم برهاند؟
بسيارى از مفسّران مانند طبرسى در مجمعالبيان و علّامه طباطبائى در الميزان و قرطبى در تفسير الجامع لأحكام القرآن، به پاسخهايى براى اين پرسش ذكر كردهاند كه بهنظر مىرسد بهترين آنها اين است كه يوسف عليه السلام چنين اجازهاى را از طرف پروردگار نداشت، زيرا ماجراى فراق يوسف، گذشته از جهات ديگر، صحنه آزمايشى براى يعقوب عليه السلام بود و مىبايست دوران آن به فرمان پروردگار، بهسر رسد و قبل از آن، يوسف مجاز نبود خود را معرّفى كند.
به علاوه اگر يوسف عليه السلام فوراً خود را به برادران معرّفى مىكرد ممكن بود پىآمدهاى نامطلوبى داشته باشد، از جمله اينكه آنها چنان گرفتار وحشت شوند كه ديگر به سوى او بازنگردند، به خاطر اينكه احتمال مىدادند يوسف عليه السلام انتقام گذشته را از آنها بگيرد.
٢. چرا يوسف پول را به برادران بازگرداند؟
چرا يوسف عليه السلام دستور داد پولى را كه برادران در مقابل غلّه پرداخته بودند در بارهاى آنها بگذارند؟
براى اين پرسش نيز پاسخهاى متعدّدى گفته شده، از جمله فخر رازى در