تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٦
از آيات قرآن بهخوبى استفاده مىشود كه مردم در قيامت به دو گروه تقسيم مىشوند. گروهى خداوند حسابشان را به آسانى رسيدگى مىكند و هيچ سختگيرى در موردشان نخواهد كرد (فَأَمَّا مَنْ أُوتِىَ كِتَابَهُ بِيَمِينِهِ* فَسَوْفَ يُحَاسَبُ حِسَابًا يَسِيرًا). «١»
و كسانى كه با شدّت به حسابشان رسيدگى مىشود و ذرّه و مثقال آن مورد دقّت قرار مىگيرد چنانكه درباره بعضى از بلاد كه مردم آن سركش و گنهكار بودند مى فرمايد: فَحَاسَبْنَاهَا حِسَابًا شَدِيدًا وَ عَذَّبْنَاهَا عَذَابًا نُكْرًا. «٢»
يا در آيه مورد بحث كه تعبير به «سوءالحساب» شده است.
اين به خاطر آن است كه عدّهاى در زندگى دنيا و رسيدگى به حساب ديگران فوقالعاده سختگيرند و بهاصطلاح مو را از ماست مىكشند. آنها سعى دارند حقّ خود را تا آخرين دينار به هر قيمتى شده بگيرند و هنگامى كه خطايى از ديگرى سر زد، تا آخرين حدّ ممكن او را مجازات كنند.
اينان كه در زندگى كمترين گذشت حتّى در مورد زن و فرزند و برادر و دوستان ندارند و چون زندگىِ جهان ديگر، بازتاب و انعكاس از زندگى اين جهان است، خداوند نيز در حسابشان چنان سختگيرى مىكند كه بايد در برابر هر كارى كه كردهاند جوابگو باشند بىآنكه كمترين گذشتى درباره آنها شود.
امّا بر عكس، كسانى هستند آسانگير، پرگذشت و بزرگوار، خصوصاً هنگامى كه در برابر دوست و آشنا يا كسانى كه بر آنها حق دارند و يا افراد ضعيف قرار مىگيرند، آنقدر بزرگوارند كه سعى مىكنند در بسيارى از موارد خود را به تغافل بزنند و گناهان بعضى را ناديده بگيرند. البتّه گناهانى كه نسبت به آنها جنبه