تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٥
بعضى ديگر گفتهاند: منظور از سوءالحساب آن است كه محاسبه آنها توأم با سرزنش و توبيخ و مانند آن است كه علاوه بر وحشت از اصل حساب، آنها را رنج مىدهد.
برخى ديگر نيز گفتهاند: منظور از سوءالحساب، سوءالجزاء است، يعنى پاداش بدى براى آنهاست. اين درست به آن مىمانَد كه مىگوييم: فلانكس حسابش پاك است، يا فلانكس حسابش تيره و تاريك است. يعنى نتيجه حساب آنها خوب يا بد است. يا مىگوييم: حساب فلانى را كف دستش بگذاريد. يعنى بر طبق كارش مجازاتش كنيد.
اين تفسيرهاى سهگانه در عين حال با همديگر منافاتى هم ندارند و ممكن است همه آنها از آيه استفاده شود.
يعنى چنين اشخاصى هم محاسبه سخت و دقيقى را پس مىدهند و هم در حال محاسبه مورد توبيخ قرار مىگيرند و هم كيفر آنها بعد از حساب بىكموكاست به آنان داده مىشود.
در پايان آيه به سومين مجازات يا نتيجه نهايى مجازات آنان اشاره كرده مىفرمايد: «و جايگاهشان جهنّم است، و (جهنّم) چه بد جايگاهى است!» (وَ مَأْوَيهُمْ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمِهَادُ).
«مهاد» در اصل از مادّه «مهد» بهمعنى آماده و مهيّا كردن است و نيز بهمعنى بستر كه انسان هنگام استراحت از آن استفاده مىكند آمده است زيرا آن را براى استراحت كردن آماده مىسازد. ذكر اين كلمه اشاره به آن است كه طغيانگران بهجاى اينكه در بستر استراحت بيارامند بايد روى شعلههاى آتش سوزان قرار گيرند.
نكتهها: