تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٤
سر پا مىمانَد، بهخاطر آن مقدار از حقّى است كه به آن آميخته شده كه به همان نسبت حقّ حيات پيدا كرده است.
٧. چگونه حق، باطل را بيرون مىريزد
كلمه «جفاء» كه بهمعنى پرتاب شدن و به بيرون پريدن است، نكته لطيفى دربردارد و آن اينكه باطل به جايى مىرسد كه قدرت نگهدارى خويش را ندارد و در اين لحظه از متن جامعه به خارج پرتاب مىشود و اين در همان حال است كه حق به جوشش مىآيد. هنگامى كه حق به خروش افتاد، باطل همچون كفهاى روى ديگ كه به خارج پرتاب مىشود بيرون مىافتد و اين خود دليلى است بر اينكه حق هميشه بايد بجوشد و بخروشد تا باطل را از خود دور سازد.
٨. باطل در بقاى خود مديون حقّ است
همانگونه كه در تفسير آيه گفتيم، اگر آبى نباشد هرگز كف نمىتواند به حيات خود مستقلًّا ادامه دهد.
همچنين اگر حق نبود باطل فروغى نداشت. اگر افراد ستمكار نبودند كسى تحت تأثير افراد خائن واقع نمىشد و فريب آنها را نمىخورد؛ پس همين جولان و فروغ كاذب باطل، مديون بهرهبردارى از فروغ حقّ است (كان دروغ از راست مىگيرد فروغ).
٩. مبارزه حقّ و باطل هميشگى است
قرآن در اينجا براى مجسّم ساختن حقّ و باطل، مثالى گفته كه مخصوص زمان و مكان معيّنى نيست. صحنهاى است كه هر سال در نقاط مختلف جهان در